الشيخ محمد تقي التستري ( مترجم : سيد علىمحمد موسوى جزايرى )
21
قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي )
فصل دوم قضايايى كه نيرنگ حيلهگران را آشكار نموده است . 1 - توطئهاى كه فاش گرديد ( 1 ) در زمام خلافت عمر دو نفر امانتى را نزد زنى به وديعت گذاشتند و به وى سفارش نمودند كه تنها با حضور هر دوى آنان وديعه را تحويل دهد . پس از مدتى يكى از آن دو به نزد زن رفته مدّعى شد كه دوستش مرده است و وديعه را مطالبه نمود . زن در ابتداء از دادن سپرده امتناع ورزيد ولى چون آن مرد زياد رفت و آمد مىنمود و مطالبه مىكرد ، وديعه را به وى رد كرد . پس از گذشت زمانى مرد ديگر به نزد زن آمده خواستار وديعه گرديد ، زن داستان را برايش بازگو نمود كه نزاعشان درگرفت ، خصومت به نزد عمر بردند ، عمر به زن گفت : تو ضامن وديعه هستى . اتفاقا امير المؤمنين - عليه السلام - در آن مجلس حضور داشت ، زن از عمر خواست تا على - عليه السلام - بين آنان داورى كند ، عمر گفت : يا على ! ميان آنان قضاوت كن . امير المؤمنين - عليه السلام - به آن مرد رو كرده فرمود : مگر تو و دوستت به اين زن سفارش نكردهايد كه سپرده را به هركدامتان به تنهايى ندهد ، اكنون وديعه نزد من است ، برو ديگرى را به همراه خود بياور و آن را تحويل بگير ، و زن را ضامن وديعه نكرد و از اين راه توطئهء آنان را آشكار نمود ؛ زيرا آن حضرت - عليه